
هميشه بعد ازxa0 شام بچه ها را كه خسته بودند و از نا رفته بودند به يكى از اتاق ها مى فرستادند و آنها را به صورت رديفى روى يك تخت بزرگ يا روى تشك هايى روى زين مى خواباندند. وقتى همه بچه هادراز مى كشيدند، فرد مورد علاقه شان مى آمد و قصه قبل از خواب را برايشان مى خواند. بيشتر اوقات خاله كارولين مى آمد و با لباس هاى مد روز و عطر لطيفش كنار تخت مى نشست و با لحن پر هيجان خود براى هر يك از شخصيت هاى داستان ...
ادامه مطلب